همچو کبوتری رها شده در آسمان شب با ترس از سقوط خود .. دست و پنجه نرم می کند دلم هوای آسمان .. سرد است و پر سوز دلم پر حسرت دیروز و امروز بخواهم تا که در کنجی نشینم که تا شاید روی آرامش ببینم
سکوتـــــــــــــــــــ مـــــــــهتابــــــــــــــ
|
|
همچو کبوتری رها شده در آسمان شب با ترس از سقوط خود .. دست و پنجه نرم می کند دلم هوای آسمان .. سرد است و پر سوز دلم پر حسرت دیروز و امروز بخواهم تا که در کنجی نشینم که تا شاید روی آرامش ببینم ![]() | ![]() |